جوجوی کوچولوی من

خدایا چرا انقدر سختش میکنی؟!

چقدر غمگینم چقدر خسته ام چقدر داره خدا بهم سخت میگیره خدایا چقدر تنهام کسی نیست باهاش دردو دل کنم که منو بفهمه فکر میکردم حداقل سیاوش درک کنه میدونم برای اوونم سخته ولی ... امشب حتی براش مهم نبود دارم انقدر اشک میریزم زود گرفت خوابید امروز رفتم پیش پاکی بعد از دیدن آزمایشا بهم گفت ببین خانوم حاملگی اتفاق افتاده رحمت برای بارداری نرماله ولی کیفیت جنینت خوب نیست برای همینم رشدش متوقف شده خوب باید چیکار کنم دکتر؟ باید جنین اهدائی بگیری اسپرم شوهرت خوب نیست و بعدم یه نامه داد برای دادگاه خدایا آخه چرا انقدر سختش میکنی؟ من که همه سختی ها رو برای خودم قبول کرده بودم حالا چطوری سیاوشو راضی کنم؟؟ تو که میدونی راضی کردنش ...
20 مهر 1393

بازم ساک خالی

نی نی خوشگلم قربونت برم بازم رفتی پیش خدا مامانو بابا رو تنها گذاشتی؟ 5 شنبه رفتم آز بتا دادم با اینکه بی بی چکم منفی بود و میدونستم منفی میشم بازم ته دلم امید داشتم فکر میکردم خدا اگه نمیخواست نمیذاشت انتقال بدم اما بازم خدا نخواست خدایا چقدر بهت التماس کردم حکمتت چیه واقعاً کاش میدونستم شاید آروم میشدم انقدر گریه و هق هق کردم که حالم بهم خورد تو بیمارستان بیچاره سیاوش دیروز رفتم پیش پاکی جمعه شب رفتیم اسم بنویسم که هیچ برگه ای نبود سیاوش طفلکی صبح از ساعت 5 اونجا بود تا اسممو نوشت نفر 8 بودم موقع پذیرش خانم صیادی گفته بود چون با جواب ای وی اف منفی اوومدین نیازی به وقت و ویزیت نیست منم که ساعت 8 رفتم آز بدم سیاوشو دیدم و گفتم...
16 شهريور 1393

گله دارم

خدایا ازت گله دارم این چه تقدیریه ؟چرا تلاشای منو نادیده میگیری؟ چرا التماسا و دعا های من بی اثره؟ این همه التماست کردم اگه وقتش نیست نذاری انتقالم انجام بشه من سعی میکنم صبوری کنم بازم ولی نشد اوونو با چه شرایط دردناکی آخرشم هیچی بازم منفی دیگه حالم از دادن آزمایش بتا بهم میخوره  چقدر امید داشتم فکر میکردم تنهام نمیذاری این بار اما ... خدایا 5 بار تلاش کمه ؟ هر راهی پیش پام گذاشتی هر چند سخت رفتم و سعی کردم صبوری کنم پس چی شد؟ مگه نمیگی خدا با صابرینه؟ مگه نمیگی آدم اگه تلاش کنه به نتیجه میرسه؟ مگه نمیگی از تو حرکت از خدا برکت پس کو؟ همه میگن حکمتش نیست مصلحتش نیست مگه کار خلاف شرعه؟ مگه تلاش برای کار بدو ناپسنده؟ قبل از عید ناغا...
15 شهريور 1393

خوش اوومدین:*

خوش اوومدین کنجدای خوشگلم امیدوارم تا الان حداقل یکیتون لانه گزینی کرده باشه و سفت چسبیده باشه به دل مامانی این چند وقته انقدر مشکلات مختلف و رنگ وارنگ داشتم ولی خدارو شکر تا چند روز  قبل از انتقالم همش حل شد و امیدوارم کرد که خدای مهربون اینبار میخواد که من مادر بشم آخه خیلی به خدا التماس کرده بودم که اگه هنوز وقت مادر شدن من نرسیده انتقالم هنوز انجام نشه تا وقتش برسه من صبر میکنم همونجوری که از آخرین انتقالم تا الان بیشتر از یک سال گذشته و من سعی کردم صبر کنم تا وقتش برسه از یکشنبه که دکتر گفت اندومترت خوبه (14 بود وداروهامو هم زیاد نکرد فقط بهم آمپول پروژسترون داد )برو برای 5 شنبه ساعت 8 وقت عمل بگیر و بگو جن...
6 شهريور 1393

12 تا جنین

    صبح رفتم پیش پاکی سونو کرد چون امروز صبح پری شدم شکمی سونو کرد و دو دوره اچ دی داد دور دوم اچ دی باید پردینیزولون50  و آزارام 50 هر کدوم روزی نصف از فردا هم 3 تا نصف متفرمین و یه دونه آسپرین هم باید بخورم به پاکی گفتم پریهام خیلی نامنظم و شدید شده گفت داری یائسته میشی تخمکات داره همینجور کاهش پیدا میکنه خدایا این دیگه از کجا پیداش شد وقتی رفتم دارو بگیرم خانوم دکتر داروخانه پرسید وضعیتمو و برام آرزو کرد با همین داروها خوب بشم مگه ممکنه تخمکا زیاد بشن انقدر حواسم پرت بود و ناراحت بودم که تو خیابون تخت طاووس به تاکسیا میگفتم تخت طاووس اوونام میخندیدن و رد میشدن بعدش زنگ زدم آزمایشگاه ای وی اف بیمارستان آبان پ...
20 اسفند 1392

سلام

سلامی جوجوی قشنگم خوش به حالت که تو آسمونا بی دقدقه زندگیتو میکنی این چند وقته از وقتی دوباره دونر گرفتم تا امروز که عمل پانکچر داشت خیلی خیلی بهم فشار اوومد چه از لحاظ روحی چه از لحاظ اعصاب چه از لحاظ مالی دلم خیلی گرفته دونرم خانوم خیلی خوبی بود یه دختر کوچولو به نام هستی داره که 6 سالشه خیلی نازو دوست داشتنیه امروز اوورده بودش چون کسی رو نداشت تگهش داره من و سیاوش نگهش داشتیم از اینکه به خاطر خودم به یه نفر انقدر دردو مشکل وارد کردم خیلی غمگین و ناراحتم امروز پانکچر داشت و 16 تا تخمک داد خدارو شکر از جنین شناس بیمارستان پرسیدم گفت بعضیاش 1 و بعضیاش 2 هستن که البته نمیدونم منظورش چی بود پس چرا من انقدر افسرده ام؟ چرا انقدر غم...
18 اسفند 1392

بازم نشد

بازم نشد اما من زیاد ناراحت نشدم امروز صبح زنگ زدم جنین شناسی بیمارستان آبان با اعتماد به نفس پرسیدم چند تا جنین برام تشکیل شده خانومه اسممو پرسید بعد گفت گوشی ... بعد از چند دقیقه گفت متاسفانه تخمکی به شما اختصاص ندادن این بار. انشاا... دفعه بعد من شوکه شدم گفتم چیکار کنم چیکار نکنم بهتره برم بیمارستان ببینم چه خبر شده از اوون ورم چون 4 شنبه که رفتیم مطب پاکی ماماهه گفت پاکی گفته روز اول پری مطب باش و منم دیروز پری شده بودم سیاوش طفلکی ساعت 5 صبح رفته بود برام وقت گرفته بود برای ساعت 11 رفتم بیمارستان کلی منتظر شدم تا همون آقای ایوبی که 5 شنبه نمونه رو تحویل گرفته بود اوومد وقتی بهش گفتم آیا نمونه شو...
28 دی 1392

خبر مهم

دیروز صبح قبل از اینکه برم سر کار یس خوندم روز سی و پنجم بود آخه نذر 40 روز یس داشتم که تکلیفم مشخص بشه 2 هفته پیش که رفتم پیش پاکی و گفته بود حالا که از بیمارستان خبری نشد دونر بگیرم فکر کردم تکلیفم مشخص شده. بعدش من در به در دنبال دونر میگشتم و آخرشم به خانوم احمدی واسطه پاکی سپرده بودم ولی چند روز پیشم که دوباره باهاش تماس گرفتم و گفت هنوز کسی رو پیدا نکرده فکر کردم خدایا چرا پس کسی پیدا نمیشه من که با همه چیز کنار اوومدم همش دارم تلاش میکنم ... تا اینکه دیروز صبح وقتی شرکت بودم حدودای ساعت 11 از یه شماره نا آشنا باهام تماس گرفتن اتفاقاً خیلی هم دیر برداشتم گوشی رو که یه خانومی گفت از بیمارستان آبان زنگ میزنه تمام بدنم میلرز...
26 دی 1392

خدایا کمکم کن

خدایا خداجونم کمکم کن دیگه صبرم تموم شد دیگه تحمل انتظارو ندارم خسته شدم چرا دلمو به یه سراب خوش کردی خدا جونم؟ خدایا خسته شدم به دادم برس وقتی دکتر گفت بهت 5 تا تخمک خوب از بیمارستان میدم گفتم خدایا شکرت از دیدن کسی که میخواد تخمک بده راحت شدم از هزینه های اضافه راحت شدم هرچند که برای 5 تا تخمک 2 میلیون کن نیست ولی از هزینه دارو و آزمایشای اوون کسی که میخواستم ازش تخمک بگیرم خلاص شدم خدایا شکرت داره مشکلاتم برطرف میشه ولی ...  همش سراب بود پرستاره گفت دیگه هیچ کس تخمکشو اهدا نمیکنه... چون هیچ کس اطمینان نداره با باقیموندش میتونه بچه دار بشه همه کلی هزینه میکنن میگن شاید بارهای بعدی با هزینه کمتر انتقال جنین بچه دار بشن حقم دارن ف...
4 دی 1392